محمد مهدى ملايرى
220
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كتّاب سجلّات ، دبيرانى بودهاند مسؤول نوشتن و فراهم ساختن آنگونه اسناد كه بنابر تعريفى كه براى سجلّ ذكر شده هم جنبهء سياسى و اطلاعاتى داشته و هم جنبهء مالى . و چنان كه گذشت از جملهء مهرهاى ساسانى مهرى هم براى چنين فرمانها وجود داشته . از كتّاب شروط هم مىتوان چنين فهميد كه مراد از آن دبيرانى بودهاند كه نوشتن قراردادها و اسنادى از اين قبيل در قلمرو كار آنها بوده است . و امّا آن دسته از دبيران كه در نامهء تنسر با عنوان كتّاب رسائل و كتّاب سير يعنى نامهنويسان و وقايعنگاران آمده هرچند دربارهء تعداد و نوع كار هريك از آنها آگاهى صحيحى در دست نيست ، ولى از شرحى كه قلقشندى از نوشته ابو الفضل صدرى دربارهء رسوم ديوان انشاء در زمانهاى قديم كه در زمان او هم همچنان پايدار بوده نقل كرده ، اطلاعاتى به دست مىآيد كه صرفنظر از بعضى جزئيات آنكه ممكن است در هر دورهاى به مقتضاى زمان و مكان تغيير كند ، كليات آن بر همهء دورهها قابل انطباق تواند بود . صورى نوشته كه در آن زمانها رسم چنين بوده كه در دار الانشاء هفت دبير براى نوشتن نامههاى مختلف به اين شرح در خدمت باشند . نخست دبيرى عهدهدار نوشتههاى بسيار مهمّ مانند فرمانها و احكام انتصاب كارگزاران بلندپايه ، و شرح حوادث بزرگ و رويدادها يا امورى كه مىبايستى از سوى ديوان در آن باره بيان نامهها و اعلاميههائى صادر گردد و به اطراف فرستاده شود تا به آگاهى عموم برسد . و رسم چنين بوده كه براى چنين وظيفهاى تواناترين دبيران را كه در رتبه و مقام همطراز با صاحب ديوان بودند برمىگزيدند . دوم - دبيرى عهدهدار نوشتن نامههايى كه از زبان شاه به پادشاهان اطراف نوشته مىشد . سوم - دبيرى عهدهدار نامههايى كه به بزرگان دولت و اشراف مملكت و كارگزاران و قاضيان و دبيران و خدمتگزاران دولت نوشته مىشد . و نوشتن امان